
بسم الله الرحمن الرحیم
از آنجایی که یکی از راه های اساسی برای جلوگیری از آسیبهای اجتماعی آگاهی بخشیدن (به خصوص به قشر جوان) است. تصمیم برا آن گرفته شده که ان شاء الله سلسله مباحث پرسش و پاسخ از دکتر حبشی را که بیشتر بر حول محور مسائل «خواستگاری و ازدواج» «روابط دختر و پسر» «بحران های نوجوانی» «خانواده و زندگی مشترک» را طی پستهایی ارائه کنیم.
تمامی این پرسشها از پرسشهای عمومی سایت «شاهدان»، سایت رسمی دکتر حبشی اتخاذ شده است و پرسشهایی است که خود پرسش کنندگان در معرض عموم بودن سوال و جوابشان را برای سایر کاربران بلامانع اعلام کرده اند. و همچنین به جهت مشخص نبودن هویت سوال کننده جنبه خصوصی ندارد.
*********
مشاوره اول
موضوع: چطور بفهمم قصد ازدواج دارد؟
سوال:
دختری نسبتا مذهبی هستم. از آنجایی که در یکی از تشکل های دانشجویی فعالیت می کنم با پسران هم کم و بیش در ارتباطم. یکی از همکلاسیهای پسرم که در تشکل نیز همکارم هست به من پیام های زیادی می زند. از همین پیام های فورواردی. در ضمن باید بگویم ایشان پسر بسیار خوبی هستند. در واقع مثبت ترین پسر کلاس. از آنجاییکه قبلا به من به غیر از مسائل کاری پیام نمی دادند الان کمی نگران هستم. می ترسم به این کار عادت کنند. در واقع هر روز و من هم بیشتر اوقات جواب ایشان را می دهم. لطفا بگویید من چه کنم. آیا درست است که بهشان تذکر بدهم یا چیزی نگویم و بگذارم ادامه یابد؟ نمی خواهم ناراحتی پیش بیاید. با تشکر
پاسخ:
بسم الله الرحمن الرحیم
اگر در صورتیکه ایشان خواستگار باشد و شما متمایل به بررسی پیشنهاد ایشان هستید، لازم است از قصد وی از این پیامک دادن ها آگاه شوید. لذا عین مطلب زیر را برای ایشان ارسال کنید:
«جناب آقای ... از آنجایی که در برخی از رفتارهای شما مثل ارسال پیامک ها نسبت به خودم در خصوص تشکیل زندگی مشترک علایم و نشانه هایی را از طرف شما دیده ام و نمی خواهم بی جهت فکر و ذهنم درگیر این گمان بماند ، خواهشمندم بی هیچ ملاحظه ای و خیلی صریح و شفاف مشخص کنید که آیا چنین نیت و قصدی دارید؟»
**********
مشاوره دوم:
موضوع: اینکه دیگر دختر نیستم را باید به خواستگارم بگویم؟
سوال:
من
دختری 23 ساله ام که سال گذشته عقد کردم اما به دلیل مشکلاتی پیش آماده بعد
از یک مدت جدا شدیم، و متاسفانه اتفاق بدی که برای من افتاد بعد از جدایی
از این اقا من وارد رابطه ای شدم که باعث شد از من سوء استفاده بشه و من
بکارت خودم رو از دست دادم (البته من اون زمان متوجه این اتفاق نشدم و بعد
از گذشت چند ماه با مراجعه به دکتر متوجه شدم مه همچین اتفاقی برای من
افتاده و بکارت من آسیب دیده) از اونجایی که من تو یک خوانواده مذهبی بزرگ
شدم نتونستم کاری کنم و مجبور به سکوت شدم، الان از آیندم می ترسم، با توجه به
اینکه خواستگارانی دارم نمیدونم باید چه کار کنم، این موضوع رو به همسر
آیندم بگم؟؟؟ و یا نه!!! من واقعا از اشتباهی که کردم پشیمونم و نمیدونم تا
کی باید تاوان یک روز و یک اتفاق ناخواسته رو تو زندگیم بدم؟؟ من میدونم
وارد رابطه ی اشتباهی شدم اما واقعا من دختری نبودم که اهل دوستی و ارتباط
با نامحرم باشم و این اولین بار بود که من مرتکب چنین اشتباهی شدم،و
متاسفاته ضربه شدیدی خوردم، تو رو خدا راهنمایی کنید من باید حقیقت رو به همسر
آیندم بگم؟ اصلا ممکنه پسری با دونستن همچین موضوعی حاضر با ازدواج با من
بشه؟ و یا اگر هم بشه آیا موجب بدبینی ایشون نمیشه؟؟
برچسب:
نویسنده: ابوالفضل رضوانی